درز به مناسبت هشتمین سالگرد فعالیت خود،
منتخبی از آثار هنری را از گالریها، هنرمندان و مجموعههای شخصی گرد هم میآورد و بسترهای گوناگون خلق، ارائه و گردآوری هنر را به یکدیگر پیوند میدهد. این انتخاب حاصل پرداختن مستمر به هنرهای تجسمی از طریق آرشیو، مستندسازی، گفتوگو و تولید محتوای تحلیلی است. فعالیتهایی که
درز را در ارتباط با جامعهای گسترده از هنرمندان و دستاندرکاران هنر قرار داده و توجه آن را به نسبت میان آثار، زمینههای شکلگیری و ارائهی آنها و مخاطبانشان معطوف کردهاند.
این مجموعه، فضایی مشترک برای حضور این ارتباطها فراهم میکند. اثری برگزیده از استودیوی هنرمند، در کنار اثری از یک مجموعهی شخصی یا آثار نمایشدادهشد در یک گالری قرار میگیرد و امکان بررسی مسیرها، پیشینهها و مواضع هنری متفاوت را در نسبت با یکدیگر فراهم میسازد. درز با گردآوردن این منابع در یک پروندهی کیوریتشده، بستری برای دسترسی به آثار، دنبالکردن مسیر هنرمندان و کشف پیوندها میان نسلها و رسانههای گوناگون پیش میگذارد. این انتخاب، دانش و کنجکاوی شکلگرفته در جریان فعالیت آرشیوی را به تجربهی مواجهه با اثر و مجموعهداری پیوند میزند و زمینهای برای تبادل میان جامعهی همراه درز و مخاطبان تازهی آن فراهم میکند.
انتزاع و ساختار تصویر
نوارهای ریتمیک سروژ بارسقیان و نشانههای متراکم در اثر اشکان صانعی، رویکردهای متفاوتی به انتزاع پیش میگذارند. خط، تکرار، سطح و سازماندهی فضای تصویری، زمینهی گفتوگو میان این آثار را فراهم میکنند.
منظره و طبیعت بیجان
مطالعهی گیاهی فریدون آو، گلهای علی نصیر و گیاهان خشک شهلا حسینی، توجه را به فرمهای آشنای طبیعت معطوف میکنند. این آثار در کنار منظرههای مقداد لرپور و ساله شریفی، نشان میدهند که مشاهده چگونه به ساختن بیانی از رنگ، فضا و مکان بدل میشود.
پیکرهی انسانی و زندگی روزمره
فضای داخلیِ پرشخصیت ارسیا مقدم و درهمتاخوردهی فائضه زندیه، رابطههای انسانی را در مرکز تصویر قرار میدهند. عکسهای سینا شیری، شایان سجادیان و البرز کاظمی، این توجه را به زندگی روزمره گسترش میدهند و حضور فردی را به فضای اجتماعی مشترک پیوند میزنند.
اسطوره نماد و روایتهای خیالی
پیکرههای پویای امیر فرهاد و «سوگ سیاوش» الهام پورخانی، از طریق نماد و ارجاع فرهنگی به روایت نزدیک میشوند. در این آثار، نقشهای قابلشناسایی وارد فضاهایی خیالی میشوند و میان روایتهای بهارثرسیده و تفسیر فردی ارتباط برقرار میکنند.
مجسمه اسمبلاژ و فرم ساختهشده
پیکرهی بیتا فیاضی و «سردیس یک شیپور» علیرضا آستانه، نسبتهای متفاوتی میان بدن، محفظه و ساختار ایجاد میکنند. در این آثار، حجم، سطح و اتصال اجزا، نقش اصلی را در مواجههی مخاطب با اثر دارند.
این انتخاب، امکان خوانشهای فردی را باز میگذارد و مخاطب را به دنبالکردن مسیر خود در میان تجربههای آشنا و کشفهای تازه دعوت میکند.