icon2
اتصال اینترنت خود را بررسی کنید.

نگاهی به نمایش هدی کاشیها در گالری ناتالی اوبادیا

نویسنده : کیمیا اختری

زمان خواندن : ۳ دقیقه

نمایشگاه « داستان سفر کوزه‌ای که آرزو داشت انسان شود» اثر هدی کاشیها، چیدمانی از پنج نقاشی تازه در گالری ناتالی اُبادیا در پاریس است که از ۳۰ ژانویه تا ۲۸ مارس ۲۰۲۶ برگزار می‌شود. بوم‌های این مجموعه همچون فصل‌هایی از یک روایت آیینی در کنار هم طنین می‌اندازند. کاشیها برای نخستین بار از تصاویر مینیاتورهای هندی قرن هجدهم بهره می‌گیرد؛ نه به‌عنوان تزیینی صرف، بلکه به‌مثابه زبانی نمادین. این میراث بصری با زیبایی‌شناسی دیجیتال معاصر و رگه‌هایی سوررئالیستی درهم می‌آمیزد و به مضامینی چون مقاومت، دگرگونی و دلالت‌های سیاسی می‌پردازد.

هدی کاشیها | به یک لیوان شراب در شب بارانی نگاه کنید | 1404 | اکریلیک و پاستل روی بوم | 150 × 120 × 4 سانتی‌متر

 

هدی کاشیها متولد ۱۳۶۵ در تهران است و تجربه‌ی سال‌های پایانی جنگ ایران و عراق زبان بصری چندپاره او را شکل داده است. لیلیان دیویس این دوره را «روایتی به‌طرزی خطرناک گسسته» توصیف می‌کند؛ گسستی که در ترکیب‌بندی‌های لایه‌مند کاشیها بازتاب می‌یابد، جایی که موتیف‌ها همچون خاطرات ظاهر و محو می‌شوند. او با تأثیر از بهجت صدر و تأکیدش بر استفاده از هر ابزار ممکن برای بیان عواطف زمانه، خاطره و ابداع را در هم می‌تند. تحصیل در دانشگاه هنر تهران و سپس دوره تبادل در دانشگاه بوستون در سال ۲۰۱۴، که در آن دانا فرانکفورت او را به گذار از طراحی به نقاشی ترغیب کرد، رابطه او با تصویر و روایت را عمیق‌تر ساخت. او اکنون در تهران زندگی و کار می‌کند و به‌طور منظم میان تهران، پاریس و نیویورک در رفت‌وآمد است.

 

این جابه‌جایی‌های بین‌المللی، دامنه آشنایی او با تاریخ هنر را گسترش داد، به‌ویژه مینیاتورهای هندی و مکتب کانگرا که به‌خصوص در مجموعه موزه متروپولیتن نیویورک با آن‌ها مواجه شد. نقاشی کانگرا که ریشه در سنت پاهاری دارد، به‌خاطر ظرافت خط، رنگ‌های ملایم و بیان «شرینگارا»، «راسای نخستین» در زیبایی‌شناسی هند و مرتبط با عشق و طیفی از حالات عاطفی، شناخته می‌شود. این حساسیت صمیمی و درعین‌حال جهان‌شمول، با زبان بصری کاشیها هم‌نواست؛ جایی که مینیاتور نه صرفاً ارجاعی تاریخی، بلکه بنیانی شاعرانه و مفهومی برای آثار او می‌شود.

در این مجموعه تازه، اشیا از کارکردهای معمول خود فراتر می‌روند و به شخصیت‌هایی زنده بدل می‌شوند. گلدان، به‌عنوان موتیفی تکرارشونده، از شیئی آیینی به پیکری زنانه دگردیسی می‌یابد و هم‌زمان بدن و ابژه را در روایتی مراقبه‌گونه و جان‌باورانه در هم می‌آمیزد. رنگ‌ها شدت می‌گیرند و فرم‌ها به استعاره‌هایی از تحول بدل می‌شوند: گل‌هایی گرفتار در طوفان، گلبرگ‌ها و پارچه‌هایی در تعادلی شکننده که از درهم‌تنیدگی زیبایی و خشونت حکایت دارند. کاشیها از خلال این تصاویر مهیج، نوعی تعادل نو را ترسیم می‌کند؛ جهانی که در آن پیش می‌رویم، میل می‌ورزیم و خود را دگرگون می‌کنیم، هم به‌سوی آسمان و هم در برابر آن است.


تصویر کاور و اسلاید:

  • nathalieobadia.com
bktop