درون مایه ها و موضوعات آثار این نمایشگاه حول تأويل رؤيا» اثر زیگموند فروید خواهد بود، و نمایش میکوشد نشان دهد چگونه محیط اجتماعی-سیاسی در نقش گرفتن رؤيا و ناخودآگاه هنرمندان تأثیرگذار است. از هنرمندان دعوت شده تا آثاری با درون مایهی خواب، زندگی در رؤيا، و نمود رؤیا را در رسانههایی متنوع از جمله نقاشی، چیدمان، و ویدیو ارائه دهند. بن مایهها و موضوعات نمایشگاه، ملهم از نظریات و اندیشههایی است که فروید در اثر جاودانهی خود مورد مطالعه قرار داده. او در مقدمه کتاب، رؤيا را به مثابه یک رخداد ذهنی معنادار ونه بیارزش بررسی کرده، تأويل رؤيا را به عنوان یک شیوهی مطالعهی احساسات سرکوب شده و آرزوهای بازداشته مورد کنکاش قرار میدهد. فروید، در روشهایی که در طول کتاب تشریح میکند، در رؤیاها عناصر خاصی را پیگیری میکند تا ارجاعات پنهانی آنها به واقعیت را بيابد، یعنی همان اصل لذت که در گرو هیچ تناقضی نیست و رها از زمان و مکان سیر میکند. فروید، سپس به موضوع نمادسازی میپردازد، و این که چه طور عناصر و اشیاء در رؤیاها، با احساسات، سرکوبها، آرزوها، و اشیاء در جهان واقعیت و بیداری تناظر دارند؛ چنان که مثلا در رؤیاها، آلات جنسی به شکل چتر، سیگار، گل، میوه، یا حیوانات وحشی ظهور میکنند.///
فروید رؤیاها را صرفا عامل اطلاعات نمیداند و بر روش خود مبنی بر تحليل رؤيا به عنوان راهی برای رمزگشایی از زبان و نمادسازی رؤيا تأکید میورزد. او در پایان بخش، کارکرد رؤیا را محافظت از فرد خفته در برابر خطر بیدار شدن میداند و با بررسی محتوای نهان هر رؤیای آشکار بیان میکند که معنای همهی رؤياها، تحقق آرزو در لباس مبدل است. فروید باور راسخ داشت که رؤیا، دارای معناست و در پی رسیدن به شیوهای علمی برای تأويل رؤيا بود. یکی از روش های اولیهی او، خویشتن نگری غیرانتقادی بود، که مطابق آن از بیمار میخواست که در راحتی کامل چشمانش را بسته، تمام افکارش را بیطرفانه و آنطور که به ذهنش میرسید بیان کند. او با استفاده از چنين روشهایی، هوشیاری ادراکات بیمار را فعال کرده، به زنجیرهی افکار او دست مییافت تا ریشهی آسیبها را در حافظهی بیمار بیابد. فروید همچنین به مسئلهی کابوس میپردازد و میپرسد که اگر تحقق آرزو ویژگی همهی رؤیاهاست، پس چگونه رؤیاهای وحشتناک، دردناک و یا خنثی دارای محتوای کامروایی است؟ فروید به ویژگی تحریف در رؤیا میپردازد، و موضوع سانسور و ماهیت اقتدار را بیان کرده، مثال نویسندهای را میزند که هرچه محدودیتها در کشورش شدیدتر میشود، جامهی مبدل افکار او خلاقانهتر شده، به جای بیان مستقیم نظراتش آنها را با کنایه و تلميح مطرح میکند. فروید نتیجه میگیرد که رؤیاهای بیماری که در جامعهای سرکوب شده زندگی میکند، بیشتر دچار تحریف و گذر به دنیای نمادسازی میشوند. فروید در فرآیند مطالعهی خود، برای بیان روشنتر موضوع، مثالی دیگر مطرح میکند: مردم یک کشور به یک مقام منفور اعتراض دارند و از حاکمان میخواهند او را خلع کند. اما حاکم مستبد برای نمایش نفرت خود به خواست و ارادهی مردم، مقامی بالاتر به آن شخص میدهد که در غیر این صورت نمیداد. در فصلهای پایانی کتاب، فرويد بحثی درباره ی نحوهی یادآوری رؤیاها توسط حافظه، و شيوهی سانسور محتوای رؤیا توسط آن، مطرح می کند. او برای مبارزه با این رویکرد، از بیمار میخواهد که محتوای رؤیایی که تعریف کرده بود را مجددا بیان کند. در طی این بیان دوباره، بیمار از به کار گرفتن واژگانی که در بیان ابتدایی استفاده کرده بود، اجتناب میکرد. از نظر فروید، تغيير در نوع بیان، سرنخی است که نقاط ضعف بیمار را در لباس مبدل شناسایی میکند؛ يعنی مقاومت بیمار در برابر آشکار کردن افکاری که در رؤیا جاخوش کردهاند. از این رو، مقاومت تبدیل به فرآیند فراموشی می شود. این نمایش، در کنار پرداختن به موضوعات، فرآیندها، درون مایهها، رویکردها و اندیشههای کلی مورد بحث در ارتأويل رؤيا»، در تلاش است که ایدههای درونی ترو مهجورتری را که در آثار ارائه شده دیده میشوند، به نمایش گذارد. برای مثال، نقش اعمال محدودیت و شکل گیری مقاومت ذهنی، در سطحی گستردهتر و اجتماعیتر، و نه صرفأ محدودهای فردی، دیده میشود. از همه مهمتر، نقش این وجود بیشتر به عنوان عوامل بازدارنده از رسیدن به لایههای عمیقتر معنا دیده میشوند، و این که چه طور بیان هنرمندانه و خلاق، ساخت تصویر، و مفاهیمی همچون زیبایی شناسی و حس انگیزی، میتوانند در درک، تأویل و تحليل رؤیاهای جمعی نقش داشته باشند.
گردآورنده شیرین قراویسکی مدیر و موسس مجموعه هنرهای معاصر سو زمستان ۱۴۰۰
هنرمندان