گفتوگوی آرت نت با آندیشه آوینی، مدیر گاگوسیان، درباره کار با هنرمندان در حالی که خود نیز یک هنرمند است
22 بهمن 1404اندیشه آوینی، مدیر ارشد گاگوسیان، بیش از ۲۵ سال است که با این گالری همکاری میکند. او در این مدت با طیف گستردهای از هنرمندان و بنیادها همکاری داشته و از نزدیک شاهد و در شکلگیری مسیر تحول گاگوسیان، از چند فضای مستقر در ایالات متحده تا تبدیل شدن به نیرویی بینالمللی با بیش از دوازده شعبه در سراسر جهان، سهیم بوده است. آوینی که خود نیز هنرمند است، در معرفی و تثبیت جایگاه برخی از مهمترین هنرمندان گالری، از آدام مکایون و پیهرو گولیا گرفته تا دانلد جاد و بنیاد جاد، نقش مؤثری ایفا کرده است. افزون بر همکاری با هنرمندان و دلالان هنری، آوینی نقشی کلیدی در برنامهریزی نمایشگاههای گالری و بهطور مشخص در ارائههای سالانه آن در آرتفرهای بینالمللی دارد.
همزمان با برگزاری نخستین دوره آرت بازل قطر و حضور گالری گاگوسیان در این رویداد، به گفتوگو با اندیشه آوینی پرداختیم تا درباره مسیر حرفهای او در گاگوسیان و روند شکلگیری ارائه جدید گالری در آرت بازل قطر بیشتر بدانیم.
- شما بهعنوان یکی از باسابقهترین مدیران گاگوسیان، طی دههها شاهد تغییرات گستردهای، از بازارها و سلیقهها گرفته تا چهره متحول نیویورک بودهاید. در بازنگری به گذشته، آیا نقاط عطفی وجود داشته که تأثیر ویژهای بر مسیر حرفهای شما یا روند گالری گذاشته باشد؟
یکی از مقاطع تعیینکننده، سالهای پس از یازده سپتامبر ۲۰۰۱ بود؛ زمانی که بازارهای جهانی بهطور چشمگیری گسترش یافتند. نگاه فراتر از ایالات متحده این امکان را برای ما فراهم کرد تا با هنرمندانی کار کنیم که امکان نمایش آثارشان در نیویورک وجود نداشت. این روند به گسترش گالری در اروپا و سپس هنگکنگ انجامید. بسیاری از این فضاهای جدید، از جمله دومین شعبه لندن و نخستین شعب در شهرهایی چون رم و پاریس، با مجموعه آثار تازهای از سای تومبلی افتتاح شدند. من چندین سال با تومبلی کار کردم و آن دوره برایم بسیار تعیینکننده بود؛ تجربهای هیجانانگیز با انرژیای کمنظیر. همزمان با رشد گالری، من نیز رشد کردم.
- رویکرد یا منش شما در کار با هنرمندان و بنیادهای هنری چگونه است؟ با کدام هنرمندان همکاری طولانیمدت داشتهاید؟
گمان میکنم چون خودم هنرمندم، درک خاصی از نحوه کار با هنرمندان دارم. برای من، هنرمند همواره در اولویت است و این مستلزم ارتباطی واقعی و مبتنی بر دوستی است. بسیاری از این روابط بلندمدت بودهاند، از جمله با آدام مکایون و پیهرو گولیا. شاید طولانیترین همکاری من با خانواده هنسون باشد، دوان هنسون جونیور در واقع من را بهعنوان کارآموز در گاگوسیان استخدام کرد. همچنین همکاری نزدیکی با وای.زی. کامی، بنیاد جاد و بنیاد ریچارد دیبنکورن دارم. از همکاریهای نسبتاً جدیدترم میتوان به مائوریتسیو کاتلان اشاره کرد که آن هم نقطه عطف دیگری برای من بوده است.
- چه زمانی در برنامه آرتفرهای گاگوسیان دخیل شدید؟ چه چیزی در آرتفرها، بهطور کلی یا در برنامه گاگوسیان، برای شما جذاب است؟
در سال دوم حضورم در گالری، بهعنوان آرتهندر به آرت بازل رفتم. پس از آن، در آرتفرهایی که گالری در آنها شرکت میکرد حضور یافتم. بهتدریج اهمیت این رویدادها بیشتر شد؛ جهان هنر گسترش یافت و آرتفرها به گردهماییهای مهم سالانه برای کیوریتورها، مدیران، هنرمندان و مجموعهداران تبدیل شدند.
احساس میکردم آرتفرها اهمیت زیادی دارند و با پیشرفت در جایگاهم، میخواستم ارائههای ما تا حد امکان قوی، فشرده اما تأثیرگذار در زمانی کوتاه باشند. کیوریت کردن چنین «پازلی» دشوار است، اما میتوان به گفتوگوهای تازهای میان آثار دست یافت. در سالهای اخیر آرتفرهای جدیدی در نقاط مختلف جهان شکل گرفتهاند و ما بهویژه از حضور در قطر هیجانزدهایم.

- میتوانید درباره روند تصمیمگیری در ارائههای آرتفرها توضیح دهید؟
ما رویکردی یکسان برای همه آرتفرها نداریم؛ مکان، فضای برگزاری و مخاطب را در نظر میگیریم. در آرتفرهای بزرگتر معمولاً با نمایشهای گروهی، طیفی از هنرمندان گالری را بازتاب میدهیم. یکی از استثناها، آرتفرهای فریز است که اغلب به ارائه پروژههای انفرادی میپردازیم، هرچند که این رویکرد هم همیشه ثابت نیست. برای مثال، در فریز لسآنجلس امسال، آثاری از چند نسل از هنرمندان ساحل غربی گالری را در گفتوگو با یکدیگر قرار میدهیم و میراث کالیفرنیا و نقش محوری آن در شکلدهی هنر معاصر جهانی را برجسته میکنیم. با توجه به اینکه گالری در لسآنجلس آغاز به کار کرده، این رویکرد بخشی از هویت ماست.
- درباره نخستین دوره آرت بازل قطر و برنامه گاگوسیان در آن بگویید. آیا روند آمادهسازی تفاوتی با دیگر آرتفرها داشته است؟
آرت بازل قطر رویکردی متفاوت نسبت به سایر آرتفرها داشت؛ از گالریها خواسته شده بود که پیشنهادهای مختلفی ارائه دهند و در نهایت یک ارائه انتخاب شد. این ساختار برنامهریزی را سادهتر و تا حدی تازهکننده کرد. در این دوره گالری گاگوسیان آثاری مجسمهمحور از کریستو از اواخر دهه ۱۹۵۰ و اوایل دهه ۱۹۶۰، از جمله نمونههای شاخصی از مجموعه بنیادین «بستهها و اشیای پیچیدهشده» را به نمایش گذاشت. این انتخاب و تمرکز بر انتزاع در این منطقه، با توجه به پیشینه طولانی آن در اولویت قرار دادن معماری و منسوجات نسبت به هنرهای زیبا طبیعی به نظر میرسد.
- با توجه به حضورتان در خاورمیانه، چه فرصتها یا تحولاتی را برای منطقه، یا برای گاگوسیان متصورید؟
بهدلیل ریشههایم، پیوندی عاطفی با منطقه دارم. در اینجا تاریخ پرباری از خلق هنری و مجموعهداری وجود دارد و شکلگیری نهادهای مهم هنری طی چند دهه و در مدت به نسبت کوتاهی، پدیدهای چشمگیر است. به نظرم دنبال کردن تأثیر این روند بر اکوسیستم هنر معاصر بسیار هیجانانگیز است.
ما همواره مشتاق یادگیری از خاورمیانه بودهایم و خواهیم بود. نگاه ما اغلب از سوی هنرمندانمان هدایت میشود؛ بسیاری از آنها با اشتیاق فراوان پروژههایی را در منطقه پذیرفتهاند. برای نمونه، کریستو و ژان-کلود از دهه ۱۹۷۰ به خاورمیانه سفر کردند و ظرفیت بالایی برای پروژههای هنری در قطر، عربستان سعودی و امارات مشاهده کردند. امروز نیز منطقه با رویکردی مبتنی بر مقیاس و اهمیت فرهنگی بلندمدت به هنر معاصر مینگرد، رویکردی که با چشمانداز کریستو و شیوه کار گاگوسیان همراستاست.
- شما خود نیز هنرمند هستید. درباره کارتان بگویید. آیا فعالیت هنریتان بر نقش حرفهایتان در گاگوسیان تأثیر میگذارد؟
توصیف کارم در چند کلمه دشوار است، اما ریشه عمیقی در میراث فرهنگیام دارد. ترجیح میدهم مخاطبان آثارم را از نزدیک ببینند، نمایشگاهی از آثار جدیدم ۱۹ فوریه در گالری دوست قدیمیام، خوزه مارتوس، در نیویورک افتتاح میشود. توانایی برقراری ارتباط با هنرمندان بخش مهمی از کار من است. لزوماً نیازی نیست خود هنرمند باشید تا چنین ارتباطی برقرار کنید، اما تجربه زیسته مشترک قطعاً کمک میکند. در نهایت، همهچیز بر همهچیز تأثیر میگذارد. من همواره در حال کارم، چه بهعنوان هنرمند و چه برای گالری.