گاه با حذف انسان و بهطور کلی بدن به عنوان سوژه مواجهایم: همچون گوهر دشتی و مجموعهی آبسترهاش «طبیعت بیجان» که اشاره به شیوهای قرن نوزدهمی از بازآفرینی دارد.ماهیت ساده و بنیادی فرم و محتوا در عناصر درهمپاشیده، بیانگر نظمی محتمل پیش از آشوب و ویرانگری است؛ هنرمند اما در پی انسجام و التیام تکهپارههای این طبیعت انتزاعی با جوهر زنانگی مطلوبش میگردد.