14 شهريور تا 23 مهر 1399
بیانیهی نمایش:
من توی برجِ سوم از راست، طبقهی هشتم، واحد سوم نشستم. نمیدونم تونستین منو پیدا کنین یا نه، ولی میتونم بفهمم که پیدا کردن براتون کاره سادهای نیست؛ من نفرِ اولی هستم که حرف میزنم؛ بهم گفته بودن ساختمونا در حالِ ساخته، بهم گفته بودن که داره اینجا پیش فروش میشه، ولی بعدن فهمیدم که اینجا قبلن زندگی بوده، اما همه رفتن؛ یعنی خالی از سکنه شده؛ من الان توی واحدِ پنجام، طبقهی شونزدهام هستم؛ نفرِ قبلی که صداشو از طبقهی هشتم شنیدین، همونی که فکر میکرد اینجا قراره پیش فروش بشه، اون خودِ منم که از روز اول مطمئن بودم واحدای اینجا خیلی وقت پیش فروخته شده، و حالا هم دیگه کسی حاضر نیست واسهی زندگی اینجا بیاد.
من الان توی ساختمونِ ششم از چپ، طبقهی بیست و دو، واحد دهم هستم؛ نفرِ قبلی همون اول بود؛ مثه من که هیچی نیستم جز نفرِ سوم؛ اون دوتا فکر میکنن که اینجا خالی از سکنهست، ولی در اصل اینجا ساختمونی نیست؛ فکر میکنیم هست؛ من توی ساختمونِ دهم از راست، طبقهی سیام، واحدِ دویست و پنجاه هستم؛ من معلوم نیست کیام، ولی هرکی که هستم، فکر میکردم قبلن یه نفر بودم که سه بار صدای من به گوشتون رسیده.