گلناز لواسانی
20 تير تا 1 مرداد 1399
بیانیهی نمایش:
ای کاش قصه تیشتر، ایزد همه آبها و سرچشمه تمام چشمههای خروشان و کولهبار پر از ابرش را در گوشمان زمزمه کرده بودند. او سه روز با اپوش، دیو خشکسالی، جنگید و در آخر شکست و خشکسالی زمین را فرا گرفت.
او شکوه به درگاه اهورا مزدا برد و با ناراحتی گفت که شکست او از آن روست که مردم برای او نیایش نکردند.
آنگاه اهورا مزدا نیروی ده کوه و ده رود را بر او دمید، سپس دوباره نبردی بین دیو اپوش و ایزد تیشتر در گرفت و این بار تیرشتر پیروز شد و آبها شکستند بیمانع وارد مزارع و چراگاهها میشوند و باد ابرهای باران را میگیرند. این سو به آن سو برد و در نهایت باران بر هفت اقلیم فرو ریخت.
در این روزگار گویی ما با دیو اپوش دست به دست دادهایم، نیشترها از نادانی خود بر پیکر ایزد تیشتر فرو برده و زمین را خشک و تنها و رو به مرگ و ویرانی رها کردهایم.