حافظ را اینجا می شود در همه جا یافت. از زبان یک حافظ شناس شنید؛ در نگاه یک کودک یا پیر دید؛ با دم به ششها کشید و در بازدم آه کشید؛ در پیاله سر کشید و روی هر سنگ و سطحی لمس کرد. حافظ جایی قبل تر از حافظ بر دار هامان چله کشیده و رج به رج بر پودها مان نشسته. حافظ را خوانده و ناخوانده میدانیم؛ حرفمی زنیم؛ مینویسیم. از شما بپرسم: در خاک و آب و هوای اینجا، حافظ کجا هست که نیست؟ غزل هایش را کجا نیابیم؟ در کدام خلوت نجوییم؟ با کدام باده ننوشیم؟ با کدام نغمه نشنویم؟
در هیاهوی شهر به نجوایی صداهامان را میرباید و در سکوت، تنها پژواک صدایش جاریست...
میسم نژادرسولی، بیستم مهر ماه، در سال روزِ حافظ