icon2
اتصال اینترنت خود را بررسی کنید.
ایکور؛ خاطراتِ سقوط‌های بزرگ
نمایشگاه گروهی

1 روز تا گشایش

8 مرداد تا 9 مرداد 1405

ایکور؛ خاطراتِ سقوط‌های بزرگ

بیانیه‌ی نمایش:

امروز بر کفِ دستِ راستم کپکی بود.

ایکاروس! ایکاروس!

چرا آنگاه که از میانِ ابرهای باران‌خیز به درونِ سایه‌های آن دریای سبز سقوط کردی

رساتر فریاد برنیاوردی؟///

چرا بر جایی نیفتادی که هیچ‌یک از ما

هرگز نتوانیم خون و استخوانِ روی سبزه‌ها را فراموش کنیم؟

ایکاروس! ایکاروس!

در سر چه اندیشه‌ای داشتی وقتی به میانِ ابرِ باران‌خیز شیرجه می‌رفتی؟

آیا چشم‌هایت از خون تهی شده بودند

و دندان‌هایت از جریانِ تندِ هوا یخ زده بودند؟

سرخ و سفید است خاطراتِ سقوط‌های بزرگ.

سرخ و سفید است اذهانِ شاهدان.

سرخ است سفیدی چشم‌ها

و سفید است گونه‌هایی که زمانی گُلی بود.

ایکاروس! ایکاروس!

صدایت را می‌شنوم پیش از آنکه به انتهای آب‌های ژرف برسی...

گاوین بنتاک | ترجمه‌ی احمد میرعلائی

هنرمندان

  • -  سعید رضوانی
  • -  نگار تخت‌کشها
  • -  مهدیس شالچی
bktop