فروز زارعی
12 تير تا 26 تير 1405
بیانیهی نمایش:
پناه به زندگی
طراحیهای روزانه از آغاز تحصیلات آکادمیکم همراه من بودهاند.
راهی بودند برای خلق؛ برای تسلیم نشدن و برای به دست آوردن فضایی از آنِ خود، در میان همهٔ فضاهای از پیش اشغالشده. راهی برای خلق در حرکت، بیهیچ وابستگی به استودیوهای بزرگ و دیوارهای ساکن.
طراحی برای من امکانی بود برای بازپسگیری فضا و ساختن قلمرویی شخصی در میان شلوغی شهر، میان آدمها، درختها، نورها، صداها و لحظههای گذرا؛ جایی که درخت، رهگذر، کودکی در حال بازی یا لحظهای از انتظار، همگی به یک اندازه شایستهٔ دیده شدن بودند.
بهتدریج این طراحیها از جایگاه تمرین و پیشطرح فاصله گرفتند. دیگر مقدمهای برای اثر دیگری نبودند، بلکه خودِ اثر شدند؛ خودِ حرف اصلی و نهایی:
زندگی.///
«پناه به زندگی» از همین نیاز شکل گرفت؛ پناه بردن به خودِ عملِ دیدن.
در این طراحیها تلاش میکنم هر چیز را فارغ از حافظه و پیشفرضهای پیشین ببینم؛ گویی هر بار جهان از نو آغاز میشود. آنچه ثبت میشود نه شباهت دقیق یک منظره، بلکه تجربهٔ مواجهه با آن است.
این مجموعه که در دو سال اخیر شکل گرفته، حاصل سالها مشاهدهٔ مداوم است؛ نوعی مقاومت آرام در برابر خلأ، فرسایش، تکرار و غیاب. مقاومتی که نه در فریاد، بلکه در توجه کردن، مکث کردن، مشاهده و شاهد بودن خود را آشکار میکند.
برای من، طراحی راهی برای حضور یافتن در جهان، پناه بردن به زندگی و همزمان حفظ کردن آن بوده است.