12 روز تا پایان
8 خرداد تا 29 خرداد 1405
بیانیهی نمایش:
وقفه لحظهایست که جریان تجربه متوقف میشود: سکوتی ناگهانی در گفتار، شکست در پیوندهای آشنا، یا جدایی از مکانی که در آن ریشه دواندهایم. در وقفه، آنچه همواره بدیهی به نظر میرسید بیثبات و لرزان میشود. زمان دیگر خطی و پیوسته نیست؛ گذشته از دسترس میگریزد و آینده به تعلیق درمیآید.
تداوم، برعکس، نفی این وقفه نیست؛ پاک کردن اثر آن هم نیست. تداوم نوعی دگرگونی است: امکانی برای برقراری نسبتی تازه با خود، با دیگری، با جهان. آنچه گسسته شده، با همان زخم و شکاف، به شکلی دیگر در تار و پود زندگی جای میگیرد. تداوم یعنی ساختن پیوند از دل انقطاع، نه بازگشت به پیوستگی از دسترفته.
این نمایشگاه خود از دل همین تجربه زاده شده است. قرار بود همزمان با کنگرۀ روانکاوی برپا شود — اما جنگ آمد و هر دو را به تعلیق انداخت.
کنگره لغو شد، نمایشگاه لغو شد، و ما ماندیم با همان پرسشهایی که میخواستیم در قالب هنر با آنها روبهرو شویم. حالا در دوران آتشبس، در آستانهای میان جنگ و صلح، میان فروپاشی و امکان، «جغرافیای وقفه و تداوم» برپا میشود — نه علیرغم آنچه گذشت، بلکه از درون آن.///
این تنش میان وقفه و تداوم، تنش بنیادی زیست انسانی است. در سطح فردی، روان در مواجهه با بحران از هم میپاشد و در همان حال میکوشد طرحی تازه از خویشتن بیافریند.
در سطح جمعی، جامعه درگیر فروپاشیها و جنگهاست، اما در همان بستر، امکان همدلی و انسجامی نو پدیدار میشود. در سطح وجودی، انسان همواره در آستانهای میان فقدان و امکان، میان شکست و برساختن معنا، زیست میکند.
«جغرافیای وقفه و تداوم» میخواهد این تنش را نه بهعنوان مفهومی انتزاعی، بلکه بهعنوان تجربهای زیسته در برابر چشم و بدن مخاطب بگذارد.
آثاری که در این مجموعه گرد آمدهاند، هر یک به شیوۀ خود بر این پرسش مکث میکنند: چگونه میتوان در دل فروپاشی، امکان پیوند را تصور کرد؟ چگونه میتوان با وقفه زیست، بیآنکه آن را انکار یا محو کنیم؟
این نمایشگاه پاسخی قطعی ارائه نمیدهد. آنچه میگشاید مجالی برای تأمل و سکونت در میانۀ وقفه و تداوم است — مجالی برای اندیشیدن به این حقیقت که زنده بودن خود همواره در گروی مواجهه با شکافها و امکان برساختن پیوندهای تازه است. ما این نمایشگاه را با همان زخم تعلیق و همان امید ناتمام برپا میکنیم.
سحر اعلایی
نمایشگاهگردان: