هادی محیط
23 آذر تا 4 دى 1403
بیانیه نمایش
آن سالها، آخرهای دههی ِ هفتاد خورشیدی، نوعهایی از متنهای آوانگارد فارسی را در محاق میخاستند؛ آنها که «شعردههی هفتاد» بودند!
در اولهای دههی ِ هشتاد خورشیدی اما،هنگام هادیی محیط--در فرم و محتوا--بیتکرار ماند. میماند؛ آنچنان که بعدتر: آ قاتوکا و طوطی مگ او.
هادیی محیط شاعر، از همان هنگام، در فضای تجسمی قدم میزد؛فضا---الفبای شعر و تجسمی را در ربط هم شناخته بود: در شعرهاش، روایت را انتزاعی میخاست و میساخت؛ و در نقاشیهاش: برعکس.
او، آنجا، در نقاشیهاش، از رنگ به نفع پرسپکتیو و ایجاد فضا -- فضایی ایرانی - عرفانی -- بهره میبرد؛ و در تداوم، آن فضاها، با عبور از طول و عرض، حجمهای او را نام و نما میدهند:
«آهَنا»: دومین نمایش حجمها (مجسمهها)ی هادیی محیط که «اغراض»یست از «مابعدالطبیعه»ی کارنمای ۱۴٠٠/۱۱/۸او در «فضای تالار،» که میخاست اتمسفری از «تالار قندریز» را بازنماید (هادیی محیط و آن حجمها، هوای آنجا بودند.)
هادیی محیط، آنجا و اینجا، سویی غایب و غریب از مجسمه سازیی مدرن ایران را قریب میسازد:
حجمهایی آهنین و آهنگین؛ هم ِ راه ظرافتهایی برخاسته از هندسهای اقلیدسی و نزدیکیهایی با ریتمهای ریاضی؛ که تن و طنین میسازند---حجمهایی که موسیقیی آهنَند؛ و در خود میرقصند و نور میشوند؛
یا جایی برای عبور؛ یعنی: در خود، عرفان میکنند؛ عرفانی ایرانی.
این رفتار، نطفه از برداشتهای هادیی محیط از معماریی باستانیی ایران، در ترکیبی دقیق با معماریی آرت دکو، دارد: بهره جستن از متریالی سخت، تحت محتوایی مهربان؛ که از دانش معماریی کلماتیک او برخاسته است: آنگونه که در شعرهاش، آشنا و آشنازداست؛ و اینگونه که حجم هاش، صفت تاریخَند، اما بیتاریخ میمانند؛ شبیهِ چهار عنصر.
در ،٠٠۹۸۲۱حجمهایی کیهانی، چشمهای تماشا را اکسید میکنند؛
و هیچکس، بهجز هادیی محیط، نمیتوانست مجبورم کند که بگویم: این، نمایشی از آهنها و احساسَست.
خشایار فهیمی ۱۴٠۳ آذر