23 آذر تا 5 دى 1403
بیانیه نمایش
نزد قدما از اخلاط اربعه ،است ،خون مانند قطاری ست که پیوسته در رفت و آمد میان مبدأ و مقصد است و باید در تعادل کامل باشد.
نشانه تعادل رنگ و دمای متناسب با طبیعت درون ،است سرخِ در رگها جاری مانند قطار روی ریل سروش زندگی است.
سرخی نمادینش تا پیش از سرد شدن اعتبار دارد. ///
کمتر عنصری در طبیعت جانداران به اندازه خون متغیر الحال است.
خون ریخته دلهره آورترین سکانس درام زندگی است.
هیچ چیز به اندازه خون چنیناستعاره دو سری نیست؛ ماده حیات و آیت ممات!
به قناره کشیدن ،خون متوقف کردن زمان در مکان وقوع حادثه است.
این بار به جای اینکه جاندار، کاه آکنده شود خون که ماده حیات اوست و روزی در او سرد خواهد شد، در زمان متوقف شده و پیش از سرد شدن و تباهی تاکسیدرمی شده است.
خونی که میریزد - از هر جا و به هر دلیل - استعاره ای از به مخاطره افتادن جاودانگی و حیات ابدی است.
وقتی خون را میبینیم زندگی برای لحظه ای به مخاطره می افتد، ما با تماشای غیر مترقبه نماد و نمود آتش وجود بی درنگ به خاموشی فکر میکنیم.
پس آیا خون مدوساست که نباید به آن نگاه کنیم؟
یک سرخ، پیش از آنکه سیاه و سرد شود بسان چشم اندازی از یک گلزار که مسلخ مذبوحان بیشماری بوده است به دیوار کشیده است.
این پرترهای است از زندگی در چشم اندازی از مرغزارهای پرشور حیات.
این مذبوح که بعد از تسلیخ به قناره آویخته شده، قطعه قطعه یا جمله به فروش میرسد!
یک مسلخ است عالمی از دست و خنجرش
هر نیش خار لخت دلی را قناره است. رفيع واعظ.
سید امین باقری
پاییز ۱۴۰۳