مینا حکیم
20 مهر تا 4 آبان 1403
بیانیهی نمایش:
باکسر پس از آنکه سُمش خوب شد، از پیش هم بیشتر کار میکرد. آن سال در واقع همهی حیوانات بردهوار کار کردند. غیر از کار عادی مزرعه و تجدید بنای ساختمان مدرسهی بچه خوکها هم از اول ماه مارس شروع شده بود.///
گاهی ساعات طولانی کار با غذای غیر مکفی غیر قابل تحمل بود، اما در کار باکسر هرگز قصوری دست نمیداد در آنچه میگفت یا میکرد هیچ نشانهای از تحلیل قوایش نبود. فقط قیافهاش کمی شکسته شده بود، پوستش درخشندگی سابق را نداشت و کپلهایش چین و چروک برداشته بود.
دیگران میگفتند با سبزههای بهاری حالش خوب خواهد شد. اما بهار رسید و باکسر چاق نشد. گاهی در سربالایی تمام نیروی خود را جمع میکرد که وزنی را بکشد، ولی به نظر می آمد قدرتی که او را سرپا نگاه داشته است عزم و ارادهی ثابت اوست. در این مواقع لبش شکل «من بیشتر کار خواهم کرد» را میساخت، صدایش دیگر در نمیآمد.
کلوور و بنجامین باز به او تذکر دادند که مواظب سلامت خود باشد و باز باکسر توجهی نکرد. دوازدهمین سال تولدش نزدیک میشد. هیچ چیز برایش مهم نبود جز اینکه قبل از بازنشستگی برای ساختن آسیاب بادی به اندازهی کافی سنگ جمعآوری شود.