15 دى تا 24 دى 1402
بیانیهی نمایش:
طبیعت بهشکلی ساده و در عین حال پیچیده در آثار آرمان یعقوبپور نمود پیدا میکند؛ گویی او جهانی زیبا را در قالبی مینیمال و با رنگمادههای غلیظ نقش میزند اما به جرأت میتوان گفت که این آغاز سفر ما به لایههای دغدغه و مکاشفات درونی هنرمند است.///
در نقاشیهای او طبیعت به مهربانی و سادگی آغوشاش را بر روی روان بصری ما گشـوده است و هـر منظرهاش را به آینهای مطلوب از ما بدل میکند.
«بهار، تابستان، پاییز، زمستان .... و بهار» عنوان مجموعهی پیش رو از آرمان یعقوبپور و البته نام فیلم مشهور کرهای به کارگردانی کیم کی-دوک است. شکلگیری این مجموعه آثار طبیعت را از دریچهی هنر به وجوهی مشترک در مفهوم و اجرا رسانده است.
طبیعت در فیلم کیم کی-دوک به عنوان سفر نمادینِ آدمی بر روی زمین و با نگاه به آیین بودیستی ساخته شده که ایدههای ناپایداری و تولد دوباره را در خود دارد. ما در قاب سینمایی پیش رویمان هر بار فصلی را می بینیم و آن را با شخصیت اصلی فیلم زندگی میکنیم و گویی گریزی است به فصلهای زیست خودمان.
اکنون مجموعهی اخیر از آرمان یعقوبپور همان قابها را در ابعادی وسیع و نزدیک به قاب سینما بر بوم نشانده است و ما را به سفری میان فصلهایمان میبرد.
تفاوت و تمایز میان این دو دریچه برای بیان مفهومی مشترک را میتوان در جزئیاتی از جهانبینی هر دو هنرمند جستجو کرد.
هنرمند ایرانی با نگرش طبیعتگرایانهای نزدیک به منوچهری دامغانی و یا اندیشهی خیامی خود، وجه دیگری از طبیعت و هستی را در برابر نگاه به ریاضتهای بشر در اثر فیلمساز کرهای نشان میدهد.
اگر زیبایی را مانند هایدگر در کتاب «سرآغازکار هنری» راهی برای بیان امر نهفته بدانیم و از سویی دیگر هنرمند را جاری در هنرش بخوانیم، آرمان یعقوبپور جایی میان زیبایی، سادگی و دستان امن طبیعت، مـا را به آسودگی و تماشای فصول دعوت میکند.