icon2
اتصال اینترنت خود را بررسی کنید.
تکفین

آرمین پورفهیمی

- نمایشگاه فردی

22 بهمن تا 3 اسفند 1400

تکفین

سفید مرده‌گان. اندام‌های پیچیده شده در رگ‌های سفید بی‌خون در فشرده‌گی بی حد و حصری که تمام وجودشان را تقلیل داده. بدن‌هایشان را تبدیل به پوستی سفید کرده و گاه تکه‌ای از آن را نیز باقی گذاشته است. فروپاشی مرده‌گان اقتضای تاریخ و جبر بدن‌هاست، اما آرمین پورفهیمی با تبخیر بی‌رحمانه‌ی خون، فقط پوست‌ها را باقی گذاشته و پرهیبی از اندام. او مرده‌گان را تکفین مجدد کرده. مرده‌گانی که گاه از هم فروپاشیده‌اند و گاه حفره‌های خالی درون شان نشان دارد از قدمتی مرگ آن‌ها و برای همین پورفهیمی آنها را از گورها، خانه‌های تاریخی شان بیرون کشیده، از نو تکفینشان کرده و به نمایش گذاشته‌شان. شاید این نبش قبر گوری جمعی بوده باشد در گورستانی از یادرفته یا شاید شکفتن خاکی باشد که مرده‌گان خود را منضبط و جداگانه می‌پوسانده است. هرچه باشد این رستاخیز سفید مرده‌گان، این اندام‌های خواب خوردهی پیچیده شده در نوارهای سفید باید تماشا شوند تا خاطرات از نو به یاد بیایند، که حتی در سلاخی سفید آنها نیز نشانه‌ای وجود دارد به احتمال خون./// احتمال خونی که شاید در انتها نسوج و حفره‌های اندام‌ها، تکه‌ها یا سرها هنوز باقی مانده باشند و پورفهیمی در جست وجوی آن‌هاست، که رد خون بر سفیدی همیشه نشانه‌ای است به رهایی. نشانه‌ای به زنده‌گی. آیا می‌شود ردی از این خون را در سفیدی مطلق تکفین شده گان رقصان دید؟ مرده‌گان و اندام‌های بی‌جان می‌رقصند و خود را به نمایش می‌گذارند مگر آن خاطرات، آن رئالیسم از یاد رفته برای مخاطب زنده شود و بتواند ببیند. در سفیدی مطلق مرده‌گان بیرون آمده از گور، هنرمند است که رد انداخته. او آنها را پیچیده و منتظر است تا فراموشی را عقب بزند. در صور خود دمیده. و حالا ابتدای این برآمدن است و رقص سفید. برآمدن بدن‌ها و رد اندام‌هایی که هنوز چیزی از آنها باقی مانده. جرمی که بتوان لمس اش کرد و نگاه اش و شاید ناگهان «خون» را در اعماق پوسیده گی شان دید... مهدی یزدانی‌خرم

نمای چیدمان

bktop