فراتر از گالری؛ بازتعریف نقش اجتماع هنر ایران در سایهی جنگ
10 تير 1405جنگ اخیر در ایران لایهای تازه از فشار را بر صحنهی هنری کشور افزود؛ صحنهای که پیش از این نیز با محدودیتهای اقتصادی و نهادی دستوپنجه نرم میکرد. در پی این جنگ، تعلیق برنامههای گالریها و بیثباتی فضاهای استودیویی توجه را به یکی از بنیادینترین پیششرطهای تولید هنری جلب کرد: هنر تنها از مسیر تمرین فردی حاصل نمیشود، بلکه به دسترسی به فضا، زمان، منابع مادی، گفتوگو و جامعه هنری وابسته است. برای بسیاری از هنرمندان، پرسش فقط این نبوده که چگونه به نمایش آثار خود ادامه دهند، بلکه این بوده که چگونه اساساً به کار کردن ادامه دهند؛ کجا کار کنند،چگونه ارتباط خود را با همکارانشان حفظ کنند، و چگونه در شرایطی که زیرساختهای پشتیبان ِ کار هنری مختل شده است، تداوم عمل هنری را ممکن سازند.
در پاسخ، شماری از گالریها، هنرمندان، کیوریتورها و کنشگران فرهنگی در ایران شروع به ایجاد ساختارهای موقت حمایت کردهاند. این ابتکارها صرفاً تلاشی برای از سرگرفتن برنامههای معمول نیستند. بلکه نشاندهندهی تلاشی جمعی برای بازاندیشی نقش اجتماعی گالری و جامعهی هنری گستردهتر هستند. از طریق اُپناستودیوها، فضاهای کار موقت، اقامتهای هنری مبتنی بر پروپوزال، فراخوانهای زین و چاپ، و نمایشگاههای فرایندمحور، صحنهی هنر ایران بهتدریج بر پایهی نزدیکی، حمایت متقابل، آشکار شدن فرایند و مسئولیت مشترک بازسازماندهی میشود.
این مقاله چنین ابتکارهایی را بهعنوان بخشی از یک پاسخ فرهنگی ِ در حال شکلگیری به بحران بررسی میکند. در پروژههایی مانند: هنرمند در حال کار ۲ در گالری بُستان، تاچپوینت شماره ۰۰: خودنگاره در گالری ایتکیوب، اقامت هنری استودیومحور گالری دیدار، روایت اثر در گالری نگاه و فراخوان زین ِ تکبرگی تهرانزین، هر یک به شکلی متفاوت به اختلال در شرایط تولید هنری پاسخ میدهند. برخی فضا برای کار فراهم میکنند؛ برخی دیگر بر فرایند، روایت، انتشار یا پروپوزالنویسی تأکید میگذارند. در کنار هم، این پروژهها نشان میدهند که چگونه گالریها و سازماندهندگان فرهنگی ساختارهایی موقت برای کار، گردهمآیی و دیدهشدن هنرمندان ایجاد میکنند.
تعطیلی یا تعلیق فعالیت گالریها در شرایط بحران معمولاً بهعنوان وقفهای در برنامهی نمایشگاهی توصیف میشود. اما برای هنرمندان، چنین وقفههایی فراتر از تقویم نمایشگاهها عمل میکنند. تولید هنری به مجموعهای از شرایط مادی و اجتماعی از جمله دسترسی به فضا، ابزار، زمان، انبار، گفتوگو، مواجههی عمومی و پشتیبانی نهادی نیاز دارد. زمانی که این شرایط تضعیف میشوند، هنرمندان در کنار فرصتهای دیدهشدن، چارچوبهای عملیای را از دست میدهند که کار هنری از طریق آنها شکل میگیرد. برای مثال، استودیو صرفاً یک اتاق فیزیکی نیست. بلکه محل آزمایش، شکست، تکرار و اندیشه است و از دست رفتن آن بر تداوم عمل هنری در سطحی بنیادین اثر میگذارد.
ابتکارهای اخیر در ایران دقیقاً به همین مسئله پاسخ میدهند و بهجای تمرکز صرف بر نمایش آثار نهایی، به ایجاد شرایطی میپردازند که امکان ساختهشدن اثر را فراهم میکنند. این پروژهها توجه را از اثر هنری بهعنوان محصول نهایی، به فرایند هنری بهعنوان فعالیتی اجتماعی و مشترک منتقل میکنند. از این طریق، مسئولیت گالری نیز گسترش مییابد و گالری دیگر صرفاً محل نمایش نیست، بلکه به فضای کار موقت، نقطهی گردهمآیی، فضای مطالعه و در برخی موارد، بستری برای حمایت متقابل تبدیل میشود.

هنرمند در حال کار ۲ در گالری بُستان
رویداد هنرمند در حال کار ۲ در گالری بُستان پویاترین نمونهی این تغییر است. این پروژه که بهعنوان اقامتی موقت و فضایی روزانه برای کار فردی و مواجهه با مخاطب تعریف شده است. این پروژه هر روز از یک هنرمند دعوت میکند تا ۸ صبح تا ۸ شب فضای گالری را در اختیار بگیرد. هنرمند در طول اقامت خود در فضا کار میکند و مخاطبان ناظر فرایند تولید اثر هنری هستند. در پایان هر هفته، آثار و تجربههای هنرمندان شرکتکننده در قالب یک ارائهی گروهی گرد هم میآیند.
اهمیت پروژهی بُستان در این است که این گالری صرفاً به فراهمسازی فضای استودیو و برگزاری نمایشگاه نمیپردازد. این پروژه خودِ عمل تولید هنری را در مرکز توجه عمومی قرار میدهد. هنرمند نه فقط از خلال اثر نهایی، بلکه در جریان خود کار کردن دیده میشود و کنشهایی چون انتخاب، مکث، تکرار، ساختن، از نو آغاز کردن و واکنش به فضا اهمیت پیدا میکنند. بنابراین، در این پروژه کار هنری به شکلی از اجرا نزدیک میشود؛ نه به معنای تئاتری، بلکه بهمثابه حضور، دوام و فرایندی که تأکید بر آن از پیامدهای جنگ است. در شرایط جنگی که تولید هنری بهسادگی میتواند به حاشیه رانده شود و در برابر نیازهای فوریتر اجتماعی و مادی، امری ثانویه تلقی گردد، پروژهی گالری بُستان اهمیت هنر را از طریق اعلام موضع مستقیم سیاسی بیان نمیکند. در عوض، کار هنری را بهعنوان عملی برای تداوم نشان میدهد و با حضور هنرمند در گالری، کار هنری را به بخشی قابل مشاهده از زندگی روزمره و بازسازی جمعی تبدیل میکند. کار کردن در برابر مخاطب امکان مشاهدهی نه فقط یک اثر، بلکه حرکات و تصمیمهایی که اثر از دل آنها شکل میگیرد را فراهم میکند و ساختار روزانه و هفتگی پروژه نیز همین خوانش را تقویت میکند. هر روز بر حضور و فرایند یک هنرمند متمرکز است و هر هفته با ارائهای گروهی از آثار و تجربههای جمعشده در گالری به پایان میرسد. این توالی تولید، مواجهه، انباشت و نمایش، پروژه را از برنامهریزی نمایشگاهی معمول متمایز میکند. در این پروژه ارائهی نهایی از فرایند ساخت جدا نیست؛ بلکه امتداد همان فرایند است. مخاطبان پیش از مواجهه با اثر پایانیافته، با کار هنری در حال شکلگیری روبهرو میشوند و این امر نوع مواجهه را از تمرکز صرف بر اثر نهایی به سمت نزدیکی و توجه مشترک به ساختن جابهجا میکند.

تاچپوینت شماره ۰۰: خودنگاره در گالری ایتکیوب
نخستین دورهی پروژهی تاچپوینت، در گالری ایتکیوب به کیوریتوری امین دوایی برگزار شد. این پروژه همانند هنرمند در حال کار ۲ در گالری بستان، بر منطق اُپناستودیو استوار است. در این پروژه هنرمندان طی یکهفته با در اختیار داشتن فضای گالری به عنوان استودیو در حضور مخاطبان خود به تولید اثر هنری پرداختند. این دوره هنرمندانی از مدیومهای مختلف را در یک فضای مشترک گرد آورد و گالری را به محلی برای گفتوگو، آزمایش و مواجههی عمومی با هنرمند و اثر درحال ساخت تبدیل کرد.
عنوان خودنگاره از این جهت حائز اهمیت است که مفهوم پرتره را از صرف تصویر یک چهره یا بازنمایی نهایی خویشتن فراتر میبرد. در این پروژه خودنگاره نه یک تصویر بلکه فرایندی است که از خلال حضور، انتخابهای مادی، تردیدها، تکرارها و تعامل با دیگران در فضای کار شکل میگیرد. از این منظر، پروژه کنش هنری را فرایندی میداند که در زمان واقعی و در نسبت با مخاطب، معماری گالری و دیگر هنرمندان حاضر در فضا آشکار میشود و معنا پیدا میکند.
پروژهی تاچپوینت نیز تولید هنری را به موقعیتی اجرایی تبدیل میکند. این اجرا نه بر پایهی نمایشگری یا جلوهگری بلکه بر تداوم کار، حضور هنرمند و آشکار شدن فرایند خلق اثر استوار است. در این رویداد مخاطبان میتوانند چگونگی شکلگیری ایدهها، همکاریها و گفتوگوها را ببینند و شاهد کاهش فاصلهی میان استودیو و نمایشگاه باشند. پس از پایان دورهی اُپناستودیو، آثار حاصلشده به نمایش درمیآیند و پروژه از مرحلهی تولید به مرحلهی ارائه وارد میشود، بیآنکه ردّ و حافظهٔ فرآیند تولید از اثر نهایی جدا شود.
ساختارهای دیگر حمایت
فراخوان اقامت هنری استودیومحور گالری دیدار، الگوی دیگری از حمایت را پیشنهاد میکند. در واکنش به شرایط کنونی، این گالری اعلام کرد که بخشی از فضای زیرزمین خود را از طریق فراخوان دریافت پروپوزال به اقامتهای هنری استودیومحور اختصاص میدهد. این فضاها برای حمایت از تولید اثر، پژوهش هنری، کار متمرکز و آزمودن ایدهها در نظر گرفته شدهاند. همچنین در پایان هر دوره امکان برگزاری اُپناستودیو یا نمایش آثار نیز وجود دارد.
در این پروژه، تأکید کمتری بر نمایش عمومی و بیشتر بر فراهم کردن زیرساختهای لازم برای تولید هنری است. ابتکار گالری دیدار بر این واقعیت تأکید میکند که بسیاری از هنرمندان، پیش از آنکه به نمایشگاه نیاز داشته باشند، به زمان و فضایی برای کار احتیاج دارند. اختصاص بخشی از گالری به فضای کار، توجه را به مراحل آغازین و اغلب نادیدهماندهی تولید هنری معطوف میکند. اهمیت این رویکرد در آن است که کارکرد متعارف گالری وارونه میشود؛ بهجای آنکه منتظر ورود آثار کاملشده به فضای نمایش باشد، برای فرآیندی جا باز میکند که اثر از دل آن شکل میگیرد.
پروژهٔ «روایت اثر» در گالری نگاه نیز تولید هنری را همزمان امری فردی و پدیدهای اجتماعی میداند. این پروژه در واکنش به رویدادهای اخیر و فشارهای واردشده بر هنرمندان در ایران شکل گرفت و برای چند روز فضای گالری را بهصورت رایگان در اختیار هنرمندان قرار داد. این پروژه از هنرمندان دعوت کرد تا با ابزار و مواد خود به گالری بیایند، در فضا کار کنند و استیتمنتی کوتاه، در سه سطر، دربارهي اثر خود بنویسند. ازاینرو، نمایشگاه نهایی آثار منتخب نهتنها ارائهٔ آثار، بلکه گردهمآیی فرآیندها و روایتهای شکلگیری آنها بود. پروژه با دعوت از هنرمندان به روایت داستان اثر، بیآنکه آن را زیر بار توضیحی مفصل قرار دهد، میان فرآیند خلق، تأمل و ارائهٔ عمومی پیوند برقرار کرد.

فراخوان زین تکبرگی تهرانزین، دسترسپذیری را بهعنوان شکلی دیگر از تداوم فرهنگی مطرح میکند. این فراخوان از هنرمندان دعوت کرد تا تنها با یک برگ A3 و از طریق برش و تا زدن، زینی چندصفحهای تولید کنند. برخلاف ابتکارهای مبتنی بر استودیو، این قالب به دسترسی به گالری، فضای بزرگ یا مواد گرانقیمت وابسته نیست. مقیاس کوچک، قابلیت حمل و امکان تکثیر، این قالب را در شرایطی که زیرساختهای معمول بیثباتاند، به رسانهای مؤثر و معنادار تبدیل میکند. زین تکبرگی که به فضایی فشرده برای بیان تبدیل میشود، میتواند مقالهای تصویری، دفترچه، آرشیو، بیانیهی اعتراضی یا نشریهای شخصی باشد. پروژهی تهرانزین نشان میدهد که مشارکت هنری میتواند از طریق قالبهایی کوچک، در دسترس و قابل گردش نیز تداوم یابد.
اهمیت این ابتکارها در تلاش مشترک آنها برای بازتوزیع شرایط تولید هنری نهفته است. در شرایط معمول، جهان هنر اغلب بر پایهی رقابت سازمان مییابد. در این پروژهها، رقابت از میان نمیرود، اما در کنار منطقی دیگر قرار میگیرد؛ منطقی مبتنی بر همحضوری، حمایت متقابل، فضای مشترک و بهرسمیتشناختن یکدیگر. در تمام این فراخوانها هنرمندان دعوت میشوند در کنار هم کار کنند، در حال خلق اثر دیده شوند، پروپوزال ارائه دهند، زین بسازند و پروژههای آینده را تصور کنند.
در نهایت بهجای آنکه این ابتکارها را صرفاً با مفهوم «تابآوری» توضیح دهیم، میتوانیم آنها را گونهای از زیرساخت موقت فرهنگی بدانیم. این ابتکارها فضا، زمان، کار و اجتماع را از نو سازماندهی میکنند تا فعالیت هنری، حتی زیر فشار، امکان تداوم داشته باشد. اهمیت آنها تنها در فرصتهایی که فراهم میکنند نیست، بلکه در الگویی از جامعهی هنری است که پیشنهاد میدهند؛ الگویی مبتنی بر مسئولیت مشترک، آشکار بودن فرآیند تولید و مراقبت متقابل. در پی جنگ، صحنهی هنر ایران صرفاً در انتظار بازگشت شرایط عادی نیست؛ بلکه از طریق شبکهای از گالریها، هنرمندان و مخاطبان، در حال آزمودن و ساختن زیرساختهای موقتیِ تداوم است؛ زیرساختهایی که امکان تولید، همکاری و حیات جمعی هنر را حتی در شرایط بحرانی حفظ میکنند.
عکس کاور و اسلایدر:
- آرشیو درز