در حال بارگذاری آرشیو.
در حال بارگذاری آرشیو.
نمایشگاه گروهی
8 مرداد تا 9 مرداد 1405


بیانیهی نمایش:
امروز بر کفِ دستِ راستم کپکی بود.
ایکاروس! ایکاروس!
چرا آنگاه که از میانِ ابرهای بارانخیز به درونِ سایههای آن دریای سبز سقوط کردی
رساتر فریاد برنیاوردی؟
چرا بر جایی نیفتادی که هیچیک از ما
هرگز نتوانیم خون و استخوانِ روی سبزهها را فراموش کنیم؟
ایکاروس! ایکاروس!
در سر چه اندیشهای داشتی وقتی به میانِ ابرِ بارانخیز شیرجه میرفتی؟
آیا چشمهایت از خون تهی شده بودند
و دندانهایت از جریانِ تندِ هوا یخ زده بودند؟
سرخ و سفید است خاطراتِ سقوطهای بزرگ.
سرخ و سفید است اذهانِ شاهدان.
سرخ است سفیدی چشمها
و سفید است گونههایی که زمانی گُلی بود.
ایکاروس! ایکاروس!
صدایت را میشنوم پیش از آنکه به انتهای آبهای ژرف برسی...
گاوین بنتاک | ترجمهی احمد میرعلائی
هنرمندان



