دَرون، روایتی از تجربه زیستِ فرآیندهای پنهان و ناپیدای تَنِ من است. دورههای از زندگی که با گذار از تجارب مختلف فیزیکی و روانی، زمان را حس کردهام وطبیعت و جهانی که در آن زیست میکنم در تثبیت این لحظات همراهم بودهاند. تعلیق، رهایی، دگرگونی و تودگی منجر به زایش سنگوارههایی شدهاند که معنای تولد ومرگ را به مثابه یک تارو پود، بیش از پیش برایم ملموس میسازند. درمجموعه حاضر، نقاشی و سرامیک در گفتگویی دو طرفه این ذهنیات را عینی میسازند.