2 روز تا گشایش
6 شهريور تا 17 مهر 1405
بیانیهی نمایش:
اشکِ شیر، بدنهی آهنین خودرو را در هم میکوبد و متلاشی میکند؛ اما این حادثه با آشوب رخ نمیدهد. همهچیز با چنان آرامشی رخ میدهد که گویی از آغاز، رسمش چنین بوده.
آنچه این آرامش را ممکن میکند، نه فرو نشستن حادثه، بلکه درگرگون شدن نسبت میان چیزهاست.
خودرو دیگر وسیلهای برای جابهجایی نیست بلکه طعمهای است برای شیر تا شکارش کند و بر آن اشک بریزد. اشک دیگر تنها نشانهی اندوه نیست؛ نیرویی است که آهن را خرد میکند.
و خط، بیش از آنکه ابزاری برای ذخیرهی گفتار باشد، نقش تار و پود تصویر را بازی میکند و در رخداد حادثه مشارکت میکند.
حادثه از دل این دگرگونیها زاده میشود و آنچه دگرگون میشود، خودِ سوژه نیست؛ بلکه نقش و نسبت میان آنهاست.این دگرگونی، همچنان که در روایت آثار مینا معصومی دیده میشود، در ساخت تصاویر نیز رخ داده است. ///
چنان که اشکال نه از حجم و سایه، که از انباشت و امتداد خط سر برمیآورند. خط، چیزی نیست که تصویر با آن ترسیم شده باشد؛ چیزی است که تصویر از آن سرشته شده است.
از همین رو، اشک، بدن، خودرو و پیکره، همگی از یک ماده ساخته شدهاند؛ مادهای که نه فقط ظاهر چیزها، بلکه کیفیت حضورشان را نیز تعیین میکند.
آثار مینا معصومی بیش از آنکه مخاطب را به جستوجوی معنای وجوی معنا یا کشودن رمزگان تصویر فرا بخوانند، او را به درنگ در کیفیت، نسبتها و روابط آن دعوت میکنند.
هرچه نگاه، بیشتر در این آثار رفت و شد کند، حادثه کمتر به چشم میآید و آنچه آرامآرام آشکار میشود، خودِ تصویر است: تصویری که پیش از وقوع هر رخداد، تار و پودش ازنو صورتبندی شده است.
از همین رو، حادثه در این آثار هرگز آغاز ماجرا نیست بلکه تنها لحظهای است که تصویر، آنچه را پیشتر بنا کرده، آشکار میکند.
علی انصاری
تابستان 1405