مصطفی محسنی
1 روز تا گشایش
30 مرداد تا 20 شهريور 1405
بیانیهی نمایش:
پروژهی پیش رو، تحت عنوان «حافظهی نور»، حاصل سالها تأمل و کنکاش در بستر فرهنگ و هنر بومی ایران است. ریشههای شکلگیری این مجموعه به سال ۱۳۹۶ بازمیگردد؛ زمانی که دغدغهی شخصی هنرمند نسبتبه فراموشی تدریجی سنتها، او را به بازخوانی دوبارهی نمادها و نقوش کهن سوق داد.
در این مسیر، آنچه بیشاز همه جلب توجه کرد، موتیفهایی بودند که نه در موزهها یا کتابها، بلکه در متن زیست روزمره حضور داشتند؛ نشانههایی آشنا که با عبور از فیلتر حافظهی جمعی، همچنان در بافت زندگی جاری بودند.
نقطهی عطف این مجموعه، برخورد با گلیمی متعلق به منطقهی کُردنشین شمال خراسان و مربوط به قرن نوزدهم میلادی است. در میان نقشهای هندسیِ این دستبافت کهن، موتیفی تکرارشونده خودنمایی میکند که در باور بافنده، نمادی از «روشنایی» بودهاست.
این نقش ساده اما پرمعنا، چون کلیدی بود که دریچهای تازه به روی هنرمند گشود. او دریافت که میتوان این نشانهی کهن را از متن گلیم بیرون کشید، با زبان امروزینِ فرم بازآفرینی کرد و به بستری تازه انتقال داد – بیآنکه ریشهی هویتیاش مخدوش شود.///
هنرمند با الهام از این موتیفِ نورانی، آن را با ساختار کلیِ «پیله» تلفیق کردهاست. نتیجه، احجامی است که نه کاملاً بستهاند و نه کاملاً گشوده؛ در مرزی میانِ خاموشی و زایش، میانِ پایان یک دوره و آغاز دورهای دیگر.
این پیلهها، برخلاف تصور نخستین، نماد رکود نیستند، بلکه استعارهای از جامعهایاند که در بطن خواب ظاهری خود، نوید آیندهای روشن را حمل میکنند. هر پیله، با تکرار قطعات هندسیِ برگرفته از همان موتیف سنتی، ساخته شدهاست تا نشان دهد که آینده، نه از دلِ تهی، بلکه از دل تکرار آگاهانهی سنت متولد میشود.
این مجموعه صرفاً به فرم بسنده نمیکند، بلکه از تنوع مدیا و متریال نیز برای بسط مفهوم بهره بردهاست.
انتخاب عمدی رنگ سفید – بهعنوان طیفی از حیات، امید و طراوت – و همچنین به کارگیری سطوحی که نور از خلال پیچ و خمهایشان عبور میکند، نه فقط جنبهی بصری، بلکه جنبهی تجربی اثر را نیز تقویت مینماید.
مخاطب با ورود به فضای این احجام، گویی خود را در میانِ پیلههایی مییابد که نور از منافذ تاریخیشان میتابد؛ نوری که یادآور همان موتیف روشنایی در گلیم قرن نوزدهمی است.