سامان خادم
5 روز تا پایان
23 مرداد تا 3 شهريور 1405
بیانیهی نمایش:
سالهای درازی است که آثار رو به تعالی سامان خادم را دنبال میکنم و تماشای جستجوی طولانی و پرماجرای او در کار یافتن معنای باطنیاش، برایم بسیار دلپذیر و آموزنده بود.
او هم مثل هر نقاش جوانی - که حالا دیگر خیلی هم جوان نیست! - هر شیوهای را آزموده و درنگهای کوتاه و بلند کرده، تا رسیده به این دوران پر بار؛ به دوران درختان سروِ سرسبزش.///
اینها تازهترین دستاوردهای او هستند، بی آنکه نهاییترین باشند. چون چنین نگاهی آغاز راهی دراز است که چند و چون انتهایش را نمیشود به صراحت تعیین کرد.
این سروها تمثیل و نماد و تداوم اسطورهای کهن هستند که نقاش، با سود بردن از آن پلی میزند میان ذهن و ضمیر ناخودآگاه مردمانی که در روزگاران گذشته چه بسیار زیستهاند در میان سروهای بالا بلندِ سایه افکن و با شعرها و نقاشیها، تجلیل و ستایششان را تا به هزارههای بعدی انتقال دادهاند و معنایی مقدس را به اشتراک گذاشتهاند.
نقاش از بابت تسلط به ابزار کارش - تسلطی همه جانبه اما فروتنانه - که سهل و ممتنع مینماید، کم و کسری ندارد و خوب میداند که تا چه حد و حدودی جای پرواز دارد و تا کجا میتواند برود و کجا باید بایستد و حاصلش را برانداز کند.
پرکار، قابل و لایقِ بماند که حضورش ضرورتی جدی است.
آیدین آغداشلو