روزبه نعمتیشریف
2 روز تا گشایش
26 تير تا 9 مرداد 1405
بیانیهی نمایش:
برای من، مجسمهسازی ساختنِ یک شیء نیست؛ سازماندهی نیروها در قالبِ فرم است.
فرم را نه پایانِ ماده میدانم و نه بازنماییِ بدن. فرم، وضعیتی پویاست؛ تعادلی ناپایدار که در آن جرم، ریتم، کشش، جاذبه و مقاومتِ ماده پیوسته در حال بازتعریفِ نسبتهای خود هستند. آنچه در اثر پدیدار میشود، یک تصویر نیست، بلکه رخدادِ «شدن» است.
در این مجموعه، مجسمهها و کلاژهای پارچهای دو رسانهی مستقل نیستند، بلکه دو وضعیت از یک زبانِ فرمال واحدند. مجسمهها این زبان را از طریق حجم، تراکم، پیچش، تعادلِ متقابل و رابطهی متغیرِ جرم و خلأ آشکار میکنند.
کلاژهای پارچهای همین منطق را بر سطح ادامه میدهند؛ جایی که لایههای پارچه، چسب، رسوبِ رنگ، تراکمِ کروماتیک و انباشتِ ماده، میدان دیگری از دگرگونیِ فرمال را شکل میدهند. هیچیک ترجمان دیگری نیست؛ هر دو آستانههایی متفاوت از یک ریختشناسی واحد را آشکار میکنند.///
عنوان نمایشگاه، «رقص بسمل»، از تصویری فرهنگی وام گرفته شده است؛ تصویری از واپسین حرکتِ بدن پیش از سکونِ مطلق. اما در این پروژه، این تصویر نه موضوعِ روایت است و نه بازسازیِ تاریخ. «رقص بسمل» به استعارهای فرمال تبدیل میشود؛ لحظهای که فرم از قطعیتِ خود فاصله میگیرد و وارد وضعیتِ دگرگونیِ پیوسته میشود.
در اینجا، رقص حرکتِ بدن نیست؛ ریتمی است که از طریق آن، فرم خود را از نو سازمان میدهد. هر پیچش، جابهجایی، تراکم، گریز از تعادل یا تعلیق، بخشی از دستورِ زبانِ پلاستیکِ اثر است؛ زبانی که «شدن» را نه روایت، بلکه محسوس میکند.
این آثار در پیِ دستیابی به فرمِ کامل نیستند. آنها عامدانه گشوده باقی میمانند؛ نه از آن رو که ناتماماند، زیرا رهایی را در پایان نمیبینند، بلکه در ظرفیتِ بیوقفهی فرم برای دگرگون شدن جستوجو میکنند.
آنچه برای من اهمیت دارد، نه بازنماییِ بدن، بلکه آفرینشِ وضعیتی زیباییشناختی است که در آن، فرم پیوسته خود را از قطعیتِ خویش رها میکند.
این همان چیزی است که من آن را «فرم در وضعیتِ رهایی» مینامم.