هادی محبعلی
1 روز تا گشایش
10 تير تا 26 تير 1405
بیانیهی نمایش:
این گزارهٔ هگل نقطهٔ آغاز این مجموعه است؛ نه بهعنوان تعریفی از روح، بلکه بهعنوان پرسشی دربارهٔ ظهور.این احجام بازنماییِ چیزی نیستند. آنها ابزارهایی برای اندیشیدناند؛ تأملی در نسبتِ ماده و خلأ، جزء و کل، زمین و فضا.
هر فرم از تکرارِ واحدهایی ساده شکل میگیرد، اما آنچه پدیدار میشود صرفاً انباشتِ ماده نیست، بلکه نظمی است که به حضور امکان میدهد.در این آثار، معماری موضوع نیست؛ شیوهای برای اندیشیدن است.
گنبد، قوس و ساختارهای هندسی از کارکرد و تصویر خود فاصله میگیرند تا به امکانِ ظهورِ فرم بدل شوند.اگر استخوان را نه بخشی از بدن، بلکه اصلِ سازمانبخشِ آن بدانیم، آنگاه روح نیز نه در پسِ فرم، بلکه در استخوانبندیِ ظهور سکونت دارد.
روح، آن چیزی نیست که پنهان باشد.روح، همان نظمی است که به چیزها امکانِ ایستادن در جهان را میدهد.روح؛ استخوان است.