بازگشایی امروز
22 خرداد تا 5 تير 1405
بیانیهی نمایش:
به خانهای پا نهادم که در آن زمان ایستاده بود. گویی به پنجاه سال پیش از زمان حال رفته بودم. زمان در جای جای خانه متوقف شده بود. اشیا، مبلمان کهنه، لباسهای داخل گنجه، کتابها، صفحههای گرامافون، اسباببازی بچهها وآلبومهای خانوادگی خاک گرفته، همهچیز دستنخوره باقی مانده بود.
گویی صاحبان خانه بیآنکه مجال گردآوری وسایلشان را داشته باشند بهناگاه، ناچار به هجرت شده بودند.
هجرتی که سخت و ناخواسته بود.کودکی که آن خانه را ترک کرده بود حتما دلبستهی عروسکاش بود وزنی که آن خانه را ترک کرده بود بیشک آرزو داشت پیراهن سفید عروسیاش را از داخل کمد بردارد و با خود ببرد، اما افسوس که روزگار اجازهی دلبستن به انسان نمیدهد.
گاه ناچاری دل بکنی، حتی از آلبوم عکسهای خانوادگی. آلبومی پر ازعکس آدمهایی که دیگر تکرار نخواهند شد.///
عکسهایی که وقتی زمان زیادی از آنها میگذرد بهجای نمایش شیرینی لحظات زندگی، حسرت وآهی بلند را بههمراه دارند و یادآور فقدان هستند. دیدار این خانهی سحرانگیز بهطور اتفاقی همزمان شد با عکاسی مستند از بازار رشت.
ماهیهایی که درسینی های فلزی پر از خط و خش با چشمهای گشاده و دهان باز آرمیده بودند، برای من شباهتی به این عکسها داشتند.
ماهیهایی که دیگر نماد زندگی و جنب و جوش و زایش نبودند . ماهیهایی با چشمان مات و بی روح که ذهن بیننده را پرتاب می کردند بهسوی یادآوری مرگ ونیستی.
این مجموعه، جایی میان ماهیهای صیدشده و سایهی آدمهایی که دیگر نیستند، در خلوت روزهای قرنطینه و پاندمی کرونا درذهن من شکل گرفت و ادامه پیداکرد. و امروز"میان صید و سایه ات"حکایت زندگی، مرگ، نوستالژی و هجرت است.
نازلی عباسی