34 روز تا پایان
11 بهمن تا 24 اسفند 1404
بیانیهی نمایش:
شباهنگ طیاری با ژاکت صورتی در مقابل اردکها و نقاشیهای قلب، به قول خودش از سرزمین نفرین شده آمده است.
در مدرسه، یک وصلهی ناجور و کلهشق بود: همان که نیمکتهای چوبی را آتش میزد، نفتالین در کلاسها پخش میکرد، و با گروههای متال میپلکید که کوکتلهای ضدعفونیکننده و آبمیوه مینوشیدند.
بعدتر، رفتوآمدش به فضاهای حاشیهای دیگری افتاد: مراکز بازی ویدئویی که «کلاب» نامیده میشدند. دههی ۱۹۹۰ است. اتاقی کمنور با یک مانیتور CRT و چند صندلی که وسط یک مغازهی سابق، رها شدهاند.
هر تازهواردی تحقیر و آزمایش میشود، اما همه اینجا جمع میشوند تا در جهانهایی دیگر زندگی کنند. اینها مدرسههای غیررسمی طردشدگان بودند.
بقا نیازمند شوخطبعی، غرور، و نوعی ظرافت در جذب خصومت بود، بیآنکه هدفِ پیروزی از نظر دور بماند.///
شباهنگ طیاری یک نقاش واقعیست. سوژههایش روی سطحاند؛ نیازی به پسزمینه نیست.
همهچیز از مغازهی نقاشی تابلوهای پدرش شروع شد؛ زمانی که خوشنویسیهای بزرگ هنوز دستی انجام میشد و نامها روی سنگ قبرها با دست حک میشدند. بیلرزش، بیتزلزل.
سرِ اردکها روشن و درخشان روی مخمل تیره میدرخشند.
این موتیف از پسرعمویی میآید که در یکی از محافظهکارترین روستاها، در باغش اردک پرورش میدهد. منقارشان را لاک میزند، آرایششان میکند و در نهایت آنها را میخورد.
این عمل همزمان لطیف، مضحک و خشونتبار است: سرگرمی، بیماری، فتیش، یا شکلی صمیمی از مقاومت. تفاوتش چیست؟ کشتن همیشه شب اتفاق میافتد.
شباهنگ عاشق کتوشلوار است. پارچههای کمیاب پیدا میکند، خیاطِ ایدهآل را انتخاب میکند، آنها را با وسواس جمعآوری میکند، و بهندرت آنها را میپوشد.
کشتن شب اتفاق میافتد. در مجموعهی «آبشار»، پارچههای دوختهنشده با وزن خودشان ایستاده میمانند.
آنجا بدنی در کار نیست. در حالی که پشتهای پُرمو و شرمآلود، گوشت و استخوانِ کباب سنتی ایرانی میشوند.
عنوان نمایشگاه شباهنگ طیاری، «پشتم به جهان»، وامگرفته از مجموعهای از نقاشیهای اگنس مارتین است و بازتابدهندهی جهانبینی مشترکیست: هنر بهمثابه فضایی آگاهانه جداشده از هیاهو و فساد جهان.
برای مارتین، این به معنای یک موضع اخلاقی و شیوهای زاهدانه از زیستن بود؛ کار در انزوا، اغلب بهصورت مجموعهای، مانند طیاری.
کنش طیاری نه نوستالژیک است و نه ستایشگرانه، بلکه راهبردیست، با چاشنی شوخطبعی.
پشت کردن، عقبنشینی نیست؛ تابآوردن است، شیوهای برای زیستن در جهان بر اساس شروط خود.
در بستری که صرفِ خود بودن، زندگی کردن، بیان و خلق کردن، خود کنشی سرکشانه است، پایداری بهخودیِ خود بدل به مقاومت میشود.
طیاری میگوید؛ «باهوش بودن به هیچ دردی نمیخورد»، در جهانی که بودن یعنی مقاومت، و نقاشی کردن یعنی شورش.
— تیفانی دورنوا رضایی