30 شهريور تا 11 آبان 1404
بخشی از بیانیه نمایش:
منوچهر یکتایی، نقاش-شاعر، قبل و بعد از شهرتش بهعنوان یکی از اعضای مکتب نیویورک، بیوقفه نقاشی میکرد.
او آثار زیادی را از خود بهجا گذاشتهاست؛ این آثار میان سنت آکادمیکی که آموزش دیده بود و جریانهای پیشروی اروپایی و آمریکایی گفتوگو برقرار میکنند.
این نمایشگاه، با کیوریتوری نگار عظیمی، جامعترین مرور بر آثار اولیهی او تا امروز است و برای نخستین بار بسیاری از این نقاشیها به نمایش عمومی گذاشته میشوند.
در فاصلهی سالهای ۱۹۴۸ تا ۱۹۶۹، یکتایی با مجموعهای از جنبشهای هنری پس از جنگ و سنتهای بوزار (Beaux-Arts) درگیر بود و در قالبهای مختلفی چون سوررئالیسم انتزاعی، طبیعت بیجانهای اکسپرسیونیستی، مطالعات مینیمالیستی رنگ و پرترههای ضخیم و بافتدار کار میکرد. ///
با این حال، هرگز از فرمالیسم اولیهاش فاصله نگرفت و همیشه دغدغهی رنگ، حرکت قلم، و ساختار فضا در بوم را داشت. مجموعهی این آثار تصویری کاملتر از ذهنیت یکتایی ارائه میدهد.
نخستین نقاشیهای نمایشگاه، تأثیر دوران اقامت یکتایی در پاریس در سالهای ۱۹۴۶ و ۱۹۴۷ را نشان میدهند.
پس از تحصیل در هنرستان هنرهای زیبا در تهران، یکتایی ۲۵ ساله به مدرسهی هنرهای زیبای پاریس (École des Beaux-Arts) رفت و در کلاس آندره لوت، نقاش کوبیست، شرکت کرد.
هرچند فضای هنری پاریس برایش خستهکننده بود و خیلی زود در نیویورک ساکن شد، اما آثار سوررئالیستیای که در پاریس دیده بود، احتمالاً بر سه نقاشی بدون عنوان از سالهای ۱۹۴۸ و ۱۹۴۹ که در اینجا به نمایش درآمدهاند، تأثیر گذاشتند.
در این آثار، با ترکیب رنگهای آبی و قهوهای خاص آن دوران، فرمهای ارگانیکی دیده میشود که یادآور آثار خوان میرو و ژان آرف هستند و در امتداد محورهای افقی و عمودی قرار گرفتهاند.
یکی از آثار جالبتوجه این مجموعه، اثری لوزیشکل از سال ۱۹۴۹ است که تقریباً بیست سال پیش از ظهور بومهای شکلدار در آثار هنرمندانی چون فرانک استلا و السورث کلی خلق شده است.
این اثر که از نقطهی آغازین انتزاع سرچشمه میگیرد، با حرکاتی بهسوی بازنمایی، پیشدرآمدی بر تجربهگراییهای بعدی یکتایی در زمینهی سبک و فرم محسوب میشود.
مواجه او با تصویری از جکسون پولاک در مجلهی TIME در سال ۱۹۴۹ مسیر یکتایی را بهشدت تغییر داد.
او با الهام از روش غیرمعمول پولاک در رنگگذاری روی بوم، شروع به استفادهی مستقیم از رنگ روغن از تیوب کرد و آن را با کاردک و ماله روی بوم حرکت داد.
دو نقاشی از سال ۱۹۵۰ که در این نمایشگاه دیده میشوند که از نخستین نمونههای استفادهی او از بافت ضخیم رنگ (impasto) هستند.
در این آثار، ساختارهای افقی و عمودی آثار سوررئالیستی پیشین هنوز حضور دارند، اما فرمهای منحنی جای خود را به مستطیلهای رنگی زنده دادهاند.
این نقاشیهای شبکهای آخرین نمونههای انتزاع محض در کارنامهی یکتایی بهشمار میآیند؛ چرا که در سالهای بعد، او به ریشههای خود در سنت بوزار بازگشت و تمرکزش را بر ژانرهای پرتره، طبیعت بیجان و منظره گذاشت.
او بهجای استفاده از سهپایه یا نصب بوم روی دیوار، روی زمین کار میکرد و در حالی که بالای بوم میایستاد، رنگ را با حرکات فیزیکی شکل میداد.
در طبیعت بیجان با گلها (۱۹۵۲)، یکتایی برای نخستین بار تأثیر دراماتیک رنگهای ضخیم روی بوم خام را به کار گرفت تا از لکههای مجزای رنگی صحنهای نیمهواقعگرایانه بسازد.
پرترههای یکتایی تا حدی هویت سوژهها را پنهان میکنند و از فرم انسانی بهعنوان نقطهی شروعی برای بررسی رفتار رنگ و بافت استفاده میکنند.
سر و سر زن (هر دو ۱۹۵۳) با حداقل ابزار بیشترین شباهت را به تصویر واقعی ایجاد میکنند. او با دو ضربهقلم بزرگ و مطمئن، حجم و سایهروشن چهره را بدون هیچ سایهپردازیای القا میکند.
در طول دههی ۱۹۶۰، یکتایی بیشازپیش به فضای منفی یا همان «روشنایی» پرداخت؛ مفهومی که از اوایل دههی ۱۹۵۰ شروع به کشف آن کرده بود.
او با بررسی ظرافتهای رنگ سفید که سالها مجذوبش کرده بود، تعداد ضربهقلمهایش را در هر نقاشی کاهش داد تا فرمها در برابر بخشهای خام بوم بیشتر نمایان شوند.
در نقاشی بدون عنوانی از سال ۱۹۶۳، یکتایی از سایههای سفید مایل به نقرهای تا سفید مایل به کرم استفاده کردهاست تا بدون توصیف مستقیم، بهطور ضمنی فضای اطراف سوژه را نشان دهد.
جعبهی سیگار، یکی از جعبههایی که پس از مصرف محتویاتش نگه میداشت و با اشیای کوچک پر میکرد، از سطح بوم مانند موجهای سفید بیرون میزند.
پایان خط زمانی این نمایشگاه، در واقع آغاز مرحلهای تازه در کار یکتایی است؛ مرحلهای که تا زمان مرگش در سال ۲۰۱۹ ادامه یافت.
در سال ۱۹۷۰، شعر بلند او با نام فالگوش برگرفته از سنت ایرانی فالگوش ایستادن، در ایران منتشر شد و بزرگترین دستاورد ادبی او تا آن زمان بهشمار میرفت.
فالگوش نیز مانند نقاشیها و جعبههای سیگار او، تکههایی از روایتها و سبکهای مختلف را گردهم میآورد و آنها را به بازتابی دگرگونشده از زندگی روزمره تبدیل میکند؛ روایتی درهمتنیده که تازه در آغاز فهمیدن آن هستیم.