19 بهمن تا 3 اسفند 1403
بیانیهی نمایش:
نمایش زمین / بازی به تقابل و درهم پیچیدگی لطافت و خشونت میپردازد. همزمان که گلستانی در چشم انداز است و شعلهای را هم در خود نگه میدارد، میتوان از بین خم ظریف و فریبندهی ساقهها و گلها، اخگرها را دید. دیده شدنی با یکسر ویرانی و یکسر / زندگی. پیچش و همآمیزی رنگها و فرمهای لطیف با حسی از گزندگی حلقههایی را میسازد که تداعیگر سرزمینی ویرانگر و جادویی هستند.///
دستهای منوّری که آتش یا گلی را پیشکش میکنند، برای من تداعیگر حضور انسان به عنوان نیروی مصرفکننده، مختلکننده، لذتبرنده و در حال تعامل با طبیعت است جهان زندهای که بینهایت زندگی درون خود دارد. دنیاهایی درون هم، پیچ در پیچ و سحرآمیز.
می خواهم هر بار که ساقهی ظریف یا خشک برگی را میبینم از لمس آن فراتر بروم و بدانم تنها نظارهگر یک گل نیستم، من شاهد جادوی شکافتن دانهای هستم، از خودم میپرسم آیا وقتی مسحور طبیعت میشوم ارتباطم را با واقعیت از دست میدهم یا واقعیتهای گمشده را پیدا میکنم؟
[گلها(ی) جاودانه دَندَنه میکردند. دامنه ها او را گاهواره میجنباندند. جانورانی با جلال افسانه میپلکیدند. ابرها گپه میشدند روی دریای بلند: ابدیتی از اشکهای گرم. توی بیشه مرغیست. آواز او تو را میایستاند و از شرم سرخ میشوی.]
رتور رمبو ترجمه ی بیژن الهی
هنرمندان
-
- عادله شیبانی -
- مهسا ابراهیمی