4 آبان تا 18 آبان 1403
بیانیهی نمایش:
شقایق احمدیان زندگی را از دریچهای بازیگوشانه و هیجانانگیز به تصویر میکشد. حس و درک شخصی او از خود و جهان پیرامونش با فوریت و قرابت خاصی و در عین حال با صداقت به نقاشیهایش منتقل میشوند.
لایههای متفاوت و تجربه زیسته برونگرایانه او، در ساخت و ساز رنگها و فرمها به نمایش درمیآیند. هنرمند با گذشته و حال درگیر میشود و در عین حال آینده احتمالی را هم پیشنهاد میدهد.///
بین مجسمهها و نقاشیها، در میان دو و سه بعد، تعاملی بنیانی وجود دارد، چنان که به نظر می رسد شخصیتهای پویا و همیشه در حرکت از بومها بیرون پریدهاند.
هنرمند زندگی را در آغوش می گیرد، ترس های خود را نادیده میگیرد و از محدودیتهای زندگی به عنوان یک هنرمند در سرزمین خود فاصله گرفته و فراتر میرود.
برای سومین نمایشگاه انفرادی خود هنرمند مینویسد:
اول نقشهایم سفید و سیاه بودند. بعد فهمیدم که از پس زل زدن به تاریکی میشود نور را بازآورد. حتی تاریکی هم نیاز به نور دارد. درخت اژدها هم در فضای تاریک رشد میکند.بعد از آن، آب به تنهای تشنه خورد و پرنده بر شانه دختران نشست. درگوشهای کودکی زار زد و در گوشه دیگر دختری ساز زد.
خانهای که سیاهاش کردم کاخی که سبزش کردم. سرخ داغ روزهایی که دیدیم. سرخ جذاب شرق. جرات داشته باش و هجرت کن. جرات داشته باش و باقی بمان.
برای خواهرم برای خواهرانم، نقشهایم را رنگینکمانی میکنم و زیر لب میخوانم نور را در پستوی خانه نهان باید کرد.*
برگرفته از شعر در این بن بست احمد شاملو