عليرضا ظريف
3 اسفند تا 14 اسفند 1401
بیانیه نمایش:
اَزل. آفرینشی به کمال. آغاز یک چرخه. راهی دایرهوار و از پیش تعیینشده که نامش را زندگی نهادند. تولد و مرگ را بر هم منطبق ساختند و دلیلش را گرد بودن راه دانستند. امّا من؛ منی که به دنبال تعبیری بَر زیستنم بودم، به تلاش برای تغییر چرخه برآمدم. انتخابی بهظاهر دستنیافتنی که مرا به امروزم، بهجایی که ایستادهام هدایت کرد. تولدی که با مرگ از میان نرفت؛ بلکه باقی ماند و جنگید. برای مقابله با زمان، در مکانی که بَرَش باور داشت، ایستاد و فضا را لایهلایه پُر کرد. میزبان چروک برسروصورت خود شد. سنگین شد. پیر شد؛ اما از حرکت و اندیشیدن بازنَایستاد.///
حال سایهی امروزها را بر دیروزها منطبق میبینم. متولدشدگانی که دیگر آنچه برایشان زندگی میخواندند را همچون «من» نمیپذیرند. همکیشانم زیاد شدهاند و دلِ من، دگربار تنهایی نَکشَد که ترسم از تنهایی را خود به رسوایی کشیدم. طبل رسواییام چهارگاه مینوازد و بر سرعت ایجاد لایه جدید بر پوسیدگیهای پیشین میافزاید.
اَکنون میتوانم ببینم اَزل را. این آفرینش گرانبها را. آغاز هزاران چرخه جدید را و تولّد ققنوس را.
شیدا بردبار