برهوت من از خاكم..
از شهری كویری و پر از خاک
زیر آسمان پرستاره به سكوتش گوش دادهام. در جهنم سوزان آفتاب درخشان به تماشای افسون كويرش نشستهام.
دردل خاكش ودرسایه معماری بینظیرش ریشه دوانیدهام.
از گذشته تا به امروز آب را از اعماقش بیرون کشیدهام، باخاكش درآمیختهام
خشتها ساخته و در آتش گذاردهام خشت بر روی خشت و بادگیر بلا كشیدهام
برای به دام انداختن این باد روح افزا
تا زندگی ببخشم به این برهوت...
برهوت نام مجموعه ایست که نشان از منزل دوست دارد، با گفتن نامش صدایش درگوشمان زمزمه میكند هووووو خنکای نسیمش زیر پوستمان حس میشود و گرمای روزش چشمانمان رامیزند. این مجموعه نشانه های آشنا و تجربه شده از خانه و كويردارد. با طاهت ها و فرمهایی برگرفته از معماری خشت و گلی با نگاهی نو و تركيب و عناصری كه از كودكی در ذهن خالق نقش بستهاند.