گورستان همیشه غایت بدنهای فروپاشیده نیست، شاید گورستان آغازگاه بازیابی خاطرههای از دست رفته، زبانهای فروبسته و اصوات به سکوت وا داشته باشد. گورستان همیشه حاوی فریادی پنهان است که نه لزوماً از استخوانهای جمجمه که از اعماق تاریخ فریاد برمیآورند. فریادی که در همهمهی اکنون میپیچد و لابهلای صنعت و بوروکراسی مرگ گم میشود. فریادی حکاکی شده بر سنگهایی کهنه که هشدار میدهد به یاد آور هر آنچه را از یاد رفته است.