شب پر و تمام را «دیجور» میگویند. آنگاه که تاری و تاریکی بر سپیدی روز غلبه میکند. در غياب خورشید، بخشهایی از هستی پیرامون ما با تیرگی در هم میآمیزد و در این پنهانی و مستوری جهانی دیگرگونه پدیدار میگردد. به واسطهی تابیدن نور مصنوعی یا پرتوی ماه، دنیایی اثیری ظاهر میشود؛ تصویرهای حامل نور از دل سیاهی بیرون میزنند، تضاد بین روشنایی و تاریکی به نهایت میرسد و واقعیت روز در دل شب گاه مرموز و رازآلود، گاه رعبآور و خوفناک و گاه آرام و شاعرانه و اغواگر مینماید. این ابژهها که در اعماق شب ظهور میکنند بر بستر طبیعت، و یا بر زمینهی دست ساختههای بشر مانند کوچه، خیابان و بناهای شهر آشکار میشوند و هر کدام برای ما دنيای معانی گوناگون را تداعی میکند. از انواع و اقسام شب، شبی مصنوع در زمینهی معماری خلق میشود که در میان روز، به هنگام تابیدن آفتاب سوزان تابستان جنوب، برای پناه بردن به آن باید از پلههای متعدد به زیر زمین رفت. وارد شبی شد که خنکای آن از گردش هوا به وسیلهی دریچهای تعبیه شده در کف حیاط خانه و رو به آسمان روز تأمین میشود: «شوادون»، محل آسایشی در خنکای شب.